14.00

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانیه جمعی از طلاب عدالت خواه کوار

سالی گذشت زمان در حرکت است و وجدان ها به نظاره نشسته اند انچه را صورت گرفت قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فىِ الْأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كاَنَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ(137) هَاذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ(138) وَ لَا تَهِنُواْ وَ لَا تحَْزَنُواْ وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ(139 ) (سوره مبارکه آل عمران) پيش از شما مللى بودند و رفتند، در اطراف زمين گردش كنيد و ببينيد كه آنان كه وعده‏هاى خدا را تكذيب كردند چگونه هلاك شدند اين (كتاب خدا و آيات مذكوره) حجت و بيانى است براى عموم مردم و راهنما و پندى براى پرهيزكاران  شما مسلمانان نه در كار دين سستى كنيد و نه از فوت غنيمت و متاع دنيا اندوهناك باشيد زيرا شما فاتح و پيروزمندترين مردم و بلندمرتبه‏ترين ملل دنيا هستيد اگر در ايمان خود ثابت و استوار باشيد.

امروز که یک سال از حادثه سال گذشته تاریخ 11 شهریور 1390 در شهر کوار میگذرد ، بسیاری از مسایل مشخص گردیده است و وجدان های عموم می توانند قضاوتی داشته باشند انچه را گذشت ،چرا که تا چند روز قبل از این حادثه بوته آزمایشی پدید نیامده بود تا رذالت طایفه ای محک بخورد و نیز سستی و جاه پرستی برخی خود را نشان دهند.

و اما انچه گذشت را دوباره مروری کوتاه میکنیم و قضاوت را به عموم میسپاریم: اوایل شهریور ماه سال گذشته بود ماه رمضان تازه تمام شده ، طلاب هنوز به صورت فعال در میان مردم حضور داشتند و مشغول تبلیغ بودند و در این راستا بنا به وظیفه ای که داشتند و اینکه موضوع وجود دراویش در منطقه یکی از مسائل به انحراف رفتن مردم منطقه است برخی از آنها در مقابل سوالات مردم توضیحاتی را به انها داده و مطالبی را پیرامون دراویش در اختیار انها قرار میدهند که به منظور مشخص شدن صریح نظر علما نسبت به فرقه های دراویش در زیر برخی از استفتائات مراجع را می آوریم :

استفتائات ایت الله بهجت : مساله 5396 : ارتباط با فرقه های صوفیه چه حکمی دارد ؟ اشکال دارد.

استفتائات ایت الله بهجت : مساله 5409 : شرکت مومنین در محافل و مجالس صوفیه و انجام و اذکار انها و نیز حضور در خانقاه های انها چه حکمی دارد؟ جایز نیست.

برخی سوالات و جواب های موجود در استفتائات ایت الله مکارم :

سوال : آيا درويش شدن اشكالي دارد؟ پاسخ: دراويش يعني صوفيه داراي انحرافاتي هستند از آنها بپرهيزيد.

سوال : عدّه زيادى از اهالى يكى از شهرهاى فارس، از قديم الايّام به فرقه تصوّف گرويده اند و همواره بر اساس رهنمود اقطاب و بزرگان اين مسلك و روش هاى مختصّ خود عمل نموده اند؛ حقيقت اين است كه رونق خانقاه در اين محل بيش از يك مسجد است و كتاب هايى چون مثنوى، مولوى، ديوان حافظ، بوستان و گلستان سعدى، نيز بر قرآن و ساير كتابها برترى دارد، تا اين كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى و اعزام روحانيّون در ماه مبارك رمضان و محرّم الحرام، صحبت از بطلان اين مسلك به ميان آمد، مستدعى است نظر خود را نسبت به اين گروه، كه از فرقه شاه نعمت الله ولى مى باشند، اعلام نماييد. پاسخ : تمام فرق صوفيه گرفتار اشتباهات و انحرافاتى هستند و اكنون كه به حمدالله اهالى محترم آن منطقه روشن شده اند لازم است خانقاه را تبديل به مسجد كنند و همانند ساير مسلمين و شيعيان خالص و مخلص على(عليه السلام) و يازده فرزند معصومش(عليهم السلام)، برنامه هاى دينى را انجام دهند و از گذشته خود توبه كنند. خداوند همه طرفداران حق را ثابت قدم نگهدارد و توفيق دهد.

به دنبال این پاسخ ها برخی از دراویش در کمین یکی از طلاب مبلغ منطقه می نشینند و با تنها یافتن این طلبه او را دوره کرده و توهین های زیادی به نظام و بزرگان روا میدارند و نیز با کارهایی از قبیل سیلی و ... سعی در تحقیر و ترساندن طلبه مبلغ میکنند ، با اطلاع یافتن مردم و حرکت آنها دراویش طلبه مذکور را رها میکنند و میروند.

با منتشر شدن خبر این اتفاق در میان مردم مذهبی منطقه غیرت دینی مردم وجوانان موجب گردید که برخی بخواهند این مطلب را با اقدامات مشابه تلافی کنند ،هنوز به یاد داریم پیغام های  سیلی به روحانیت سیلی به اسلام است را و...  

در این هنگام  با جلساتی که توسط بزرگان و روحانیون منطقه گرفته شد تصمیم بر این گردید که برای کنترل خشم عمومی و نیز پاسخ دادن رسمی به انزجار از این حرکت و محکوم کردن آن روحانیون و مردم در صبح جمعه 11 شهریور ساعتی قبل از نماز جمعه از میدان شهدا تا نماز جمعه را رهپیمایی نمایند.

به دنبال این تصمیم با پخش بروشور و اعلامیه در نقاط مختلف منطقه به روستا های منطقه و مساجد اطلاع رسانی گردید و به مسئولین و ائمه جمعه اطلاع رسانی شد که با استقبال جنابان نیز روبرو شد هرچند...

ساعت 10 صبح جمعیتی چند هزار نفری از زن و مرد در میدان شهدا تجمع نموده و با حمل پلاکاردهایی در محکومیت حرکت دراویش راهپیمایی را اغاز نمودند ، در همین حین خبری منتشر گردید که دراویش در اواسط مسیر راه مردم را بسته اند و با قمه ، شیشه نوشابه های شکسته و وانت سنگ و چماق و... منتظر استقبال از مرد و زن راهپیمایی کننده می باشند.

نیروی انتظامی با انها صحبتی داشت و هنگامی که نتوانست انها را راضی به خارج شدن از صحنه کند به سوی مردم راهپیمایی کننده آمده و از انها خواست که دست از راهپیمایی بردارند که گزارش تصویری لحظه به لحظه عملکرد نیروی انتظامی کوار از هنگام ورود به صحنه تا هنگام خروج از صحنه قبل از درگیری در برخی وبلاگ ها هنوز موجود می باشد. 

مردم خشمگین از عکس العمل دراویش در مقابل حرکت مسالمت امیز خود و نیز بی طرفی نیروی انتظامی در این ظلم اشکار به حرکت خود ادامه دادند که به یک باره مورد حجوم وحشیانه دراویش با سنگ و شیشه و ... قرار گرفتند که فیلم های مستند کامل ان درون وبلاگ ها موجود میباشد.

مردم زخمی و خشمگین خود را در اوج مظلومیت مشاهده می کردند چرا که در حکومت منسوب به شیعیان و روحانیت برای دفاع از روحانیت به صحنه آمده بودند و حال شماری که در اقلیت محض بودند و متجاوز اینگونه بر اکثریت شوریده بودند.

در پاسخ انها این جوانان غیور بودند که سینه خود را سپر کردند تا نشان دهند که ترسی از هیچ کس ندارند و  با دست خالی به دنبال دراویش حتاک افتادند و اینجا بود که متاسفانه با نقشه از پیش تایین شده ای روبرو شدند که با اقدام حقیرانه و ذلیلانه نیروی انتظامی در آن زمان دلهای همه به درد آمد ، هنگامی که مردم به تعقیب گروه 60 تا 70 نفری دراویش پرداختند آنها با گلوله های جنگی پاسخ مردم بی دفاع را دادند در حالی که نیروی انتظامی مصلح در همان محل در پشتی کمین کرده بود و به نظاره نشسته بود و زخمی شدن این مردم مظلوم را که یکی یکی گلوله می خوردند مشاهده میکرد.

وقتی که کار خیلی بالا گرفت نیروی انتظامی با پرتاب دو گاز اشکاور فرصتی پدید آورد تا قائله تمام شود و دراویش هم با دیدن همین دو گاز و حضور نیروی انتظامی ترسیده و پا به فرار گذاشتند.

مردم خشمگین و مجروح به نماز جمعه ای رفتند که در آنجا نیز امامت جمعه برای توجیه عقب ماندنش از قافله مردم حمایت کنند از روحانیت به نوعی حرکت را زیر سوال برد همان کسی که تا دیروز موافقت کرده بود و هفته های بعد وقتی با دلزدگی مردم از خود و نماز جمعه مواجه شد شروع به محکوم کردن دراویش و تایید حرکت مردمی کرد.

با اقدامات بسیار ضعیف مسئولین خصوصاً نیروهای اطلاعاتی و انتظامی دراویش گستاخ تر شدند و شروع به شرارت های بیشتری کردند به طور مثال منزل فرمانده بسیج یکی از روستاها را به گلوله بستند و به یکی از کوره های اجر پزی اهل اکبراباد حمله کردند و انجا را نیز به گلوله بستند و... و خوشبختانه با حضور قویی نیروی انتظامی شیراز در صحنه حجمه درگیری ها از مردم بی دفاع برداشته شد ولی دراویش مست غرور کوتاه نمی آمدند و با نیروی انتظامی نیز وارد مبارزه شدند اینجا بود که دراویش در کل کشور اعلام همبستگی نمودند و شمار زیادی از دراویش از نقاط مختلف کشور وارد منطقه شده و در خارج از کشور نیز با گزارشات کاملاً دروغ مکرر بی بی سی و گفتگوهای خبری شبکه های بیگانه و تجمع های اعتراض آمیز در خارج از کشور مساله حساس و حساس تر میگردید. خوب اینجا بود که مسئولین به اشتباه خود پی برده بودند اخر این دراویش همان ها بودند که سال گذشته به خاطر یک برگه کوچک درون بیل برد دفتر بسیج تجمعی برقرار کرده بودند و فقط با عذر خاهی مسئولین کوتاه آمده بودند ، به یاد داریم طلبه مبلغ که با برخورد دراویش مواجه شده بود می گفت که انها می گفته اند سپاه و بسیج نتوانستند کاری بکنند تو که جای خود داری و یک طلبه بیش نیستی ، بله این چنین است که مسئولین باید قضیه به این حد حساس بشود تا احساس خطر کنند.

فحدث ما حدث و وقع و ماوقع....

بغض های مردم در گلویشان بود و منتظر برخورد با این طایفه حتاک ، زمان می گذشت بعد از چند روز چیزهایی شنیدیم که شکر خدا با حضور برخی مسئولین از شیراز و ... و کنار رفتن عناصر سست و ذلیل ان بحث ها برطرف شد ولی چقدر دیر! به یاد دارم جمعی از دوستان مجروحمان را که ضاربان خود را می دیدند که بعد از 4 روز مغازه های خود را باز کرده اند و به راحتی دوباره در انظار همین مردم به کسب و کار پرداخته اند. افرین بر صبرشان افرین بر ایمانشان و ننگ بر سستی برخی ، تنها دلمان انجا ارام گرفت که حضرت آقا در دیداری خصوصی اشاراتی به این ماجرا داشتند و ما را تسلی دادند و به قولی در جمهوری اسلامی همه حق حرف زدن و دفاع از خود را دارند جز ما بسیجیان و نیروهای مذهبی.

زمان گذشت و کم کم برخی به خود آمدند و با پیگیری های بسیار زیاد روحانیون حکم هایی صادر شد که این حکم ها نیز در جای خود حرف های زیادی دارد اما خوب شاید برخی مصلحت سنجی های مسئولان نیز در صدور این حکم ها را بپذیریم ، اخر ما انتظار نداریم کویری را بتوان به یک باره باغ وبوستان کرد.

اما خدا را شکر که این حوادث رخ داد تا روشن شود که دراویش از کجا حمایت می شوند تا روشن شود دروغ گویی های بی بی سی و امثال ان تا روشن شود که مردم در این انقلاب همیشه از مسئولان جلوتر بوده اند تا روشن شود که دین مردم ما حکومتی نیست حکومت ما دینی است تا مشخص شود که دراویش یک مسلک رفتاری نیستند یک تافته جدا بافته از مردم هستند که در وقت لازم بر روی دوستان و اقوام خود نیز اسلحه میکشند تا مشخص شود اهل منطق بودن و یا نبودن دراویش تا مشخص شود مظلوم بودن همیشه یاران واقعی علی همین بسیجیان خمینی (ره) و اقایمان خامنه ای . 

و اما در اخر سخنانی با جوانانی که شاید فریب این طایفه مدعی درویشی و پیروی امیر المونین را خورده باشند. 

استاد شهید مطهری : كسى كه على (ع) را بشناسد، تقواى او را بشناسد، سوز و گداز او را بداند، ناله‏هاى نيمه شبش را بداند و به چنين كسى عشق بورزد محال است كه خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوا و عمل مى‏كرد عمل كند. هر محبى به خواسته محبوبش احترام مى‏گزارد و فرمان او را گرامى مى‏دارد. فرمانبردارى از محبوب، لازمه محبّت صادق است، لهذا اختصاص به على (ع) ندارد، محبّت صادقانه رسول اكرم نيز چنين است. پس معنى حديث‏ «حبّ علىّ بن ابى طالب حسنة لا تضرّ معها سيّئة» اين است كه محبت على حسنه‏اى است كه مانع ضرر زدن گناه مى‏شود، يعنى مانع راه يافتن گناه مى‏شود؛ معنايش آن نيست كه جاهلان پنداشته‏اند و آن اينكه محبت على چيزى است كه هر گناهى كه مرتكب شوى بلا اثر است. برخى از دراويش‏ از طرفى دعوى دوستى خدا دارند و از طرف ديگر از هر گناهكارى گناهكارترند، اينان نيز مدّعيان دروغگو هستند.امام صادق (عليه السّلام) مى‏فرمايد: «خدا را معصيت مى‏كنى در حالى» كه مدّعى محبت او هستى! به جانم قسم كه اين كار، در ميان كارها، شگفت‏آور است. اگر محبت تو راستين مى‏بود او را اطاعت مى‏كردى، زيرا طبيعى است كه هر دوستى مطيع دوست خويشتن است».

دوستان واقعى امير المؤمنين (ع) همواره از گناهان دورى مى‏گزيده‏اند؛ ولايت آن حضرت نگاهدارنده از گناه بوده است نه تشويق كننده به آن.امام باقر (ع) مى‏فرمايد:ما تنال ولا يتنا الّا بالعمل و الورع‏ . «به ولايت ما نتوان رسيد جز با عمل نيك و پرهيزكارى و دورى از گناه.» مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى    ج‏1    332     گناهان مسلمان ..... ص : 329

امام خمینی ( ره) : پسرم! از من گذشته يَشِيبُ ابْنُ آدم وَ يَشُبُّ فِيهِ خَصْلَتان: الحِرْصُ وَ طُولُ الْأَمَلِ. «1» لكن تو نعمت جوانى دارى و قدرت اراده، اميد است بتوانى راهىِ طريق صالحان باشى. آنچه گفتم بدان معنى نيست كه خود را از خدمت به جامعه كنار كشى و گوشه گير و كَلِّ بر خلق اللَّه باشى كه اين از صفات جاهلان مُتنسِّك است يا درويشان دكان‏دار. سيره انبياى عظام- صلّى اللَّه على نبيّنا و عليهم اجمعين- و ائمه اطهار- عليهم السلام- كه سرآمد عارفان باللَّه و رستگان از هر قيد و بند، و وابستگان به ساحت الهى در قيام به همه قُوى‏ عليه حكومت‏هاى طاغوتى و فرعون‏هاى زمان بوده و در اجراى عدالت در جهان رنج‏ها برده و كوشش‏ها كرده‏اند، به ما درس‏ها مى‏دهد و اگر چشم بينا و گوش شنوا داشته باشيم راه گشايمان خواهد بود مَنْ أَصْبَحَ وَ لَمْ يَهْتَمَّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ.  پسرم! نه گوشه‏گيرى صوفيانه دليل پيوستن به حق است، و نه ورود در جامعه و تشكيل حكومت، شاهد گسستن از حق. ميزان در اعمال، انگيزه‏هاى آنها است. چه بسا عابد و زاهدى كه گرفتار دام ابليس است و آن دام‏گستر، با آنچه مناسب او است چون خودبينى و خودخواهى و غرور و عُجْب و بزرگ‏بينى و تحقير خلق اللَّه و شرك خفىّ و امثال آنها، او را از حق دور و به شرك مى‏كشاند صحيفه امام    ج‏18    511    نامه به آقاى سيد احمد خمينى(اندرزهاى اخلاقى - عرفانى) .....  ص : 510

سؤال: دين ما از دو منبع است، منبع سوم ممنوع! «كِتَابَ اللَّهِ» دومى را هم شما بگوييد ... «وَ عِتْرَتِى» (بحارالانوار/ ج 2/ ص 99) قرآن و اهل بيت! اگر در قرآن گفته چیز دیگری گفته روى چشم! فلان عالم اسم خودش را گذاشته سگ اهل بيت، فلان مرشد، فلان عارف، فلان صوفى‏، فلان ... نمى‏دانم. هركس هركارى مى‏خواهد بكند، بكند. ما دينمان را از «كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِى» مى‏گيريم. و چون‏ «كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِى» را ممكن است نفهميم، گفتند: مرجع تقليد، يعنى فقيه عادل بى‏هوس! سه شرط دارد: 1- فقيه باشد یعنی سالها درس دین را در مرکز تعلیم و تعلم ان بخواند عربی منطق فلسفه فقه حدیث قرآن و... 2- عادل باشد  3- بى هوس باشد برادر من ماجرای گراش و چندین چند ماجرای دیگر برای تو مایه بیداری نیست! . ما كه نمى‏توانيم مردم را به سمتى ببريم، كه نه در قرآن آيه داريم، نه در روايات، نه هيچ مرجعى به آن فتوا مى‏دهد. بنابراين بايد مواظب باشيم مقدم نرويم. جلو نيافتيم.